وحشیانه میگذرد

تولدم چهار ابان بود ، ننوشتم تولدم مبارک چون اصلا خوب نبود شایدم چون فکر میکردم روز تولد باید بهترین روز زندگى باشه روز خوبى نبود درواقع خوب که نه گند بود :/  
درساى مدرسه از اون چیزى که فکر میکردم واقعا خیلى سخت تره و دارم تلاش میکنم کم نیارم باید خیلى تلاش کنم تا به نمره اى که لاقل خوبه برسم میدونید معلما هر روز و هر روز درس میدن و امتحان داریم و خیلى خیلى فشاره 
اینکه حس کنى ضعیف ترین دانش اموز کلاسى خیلى بده و همشم به خاطر خود لعنتیت باشه که درس نخوندى  
دنیا داره میگذره به طور وحشیانه !!
۰
ممنون میشم از دوست هایى که منو تو واقعا میشناسن اینجا رو نخونن
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان